- این موضوع خالی است.
-
نویسندهنوشتهها
-
۳۱ خرداد ۱۳۹۰ در ۱۹:۲۶ #8803
avin314
کاربربیماربه آی سی یو منتقل شد.دو روز کامل خونریزی از لثه داشت.حتی پک هم میکردیم فایده نداشت.مشاوره ENT هم براش فایده نداشت.همه ش میگفت پک,آدرنالین.تا صبح بالا سرش بودیم و فقط پک میکردیم.دریغ از 1ذره توقف خونریزی.چند بار دیگه پلاکت چک کردیم.همه بین 460 تا 500هزار بودن.
تو این 2روز با تمام فیلدها مشاوره انجام شد…هرکسی آزمایشهای تخصصی خودش رو خواست.بین آزمایش ها 1ds DNA + جلب توجه میکرد ولی ANAش منفی بود و بقیه کریتریا ها رو نداشت.
شب سوم بیمار ناگهان پرخاشگر شد.خودش رو از تخت مینداخت پایین.فحشهای رکیک می داد.خانمی که تا حالا اصلا اینجوری نبود
دلیریوم !…مشاوره اورژانس روانپزشکی براش انجام دادم دکتر اومد و بعد از اینکه کلی به جیغ و دادهای مریض گوش کرد هالوپریدول ولورازپام تجویز کردورفت …روز بعد بیمار رفت تو کاهش سطح هوشیاری وروزبعدش هم اکسپایرشد. قبل از اینکه جواب آزمایشهای متعددش آماده شه
درباره برادرش سوالی ندارید؟؟بهترنیس 1شرح حال از اونم بگیرید تا بهتر تشخیص بذارید برا هر دوشون؟
۳۱ خرداد ۱۳۹۰ در ۲۰:۴۵ #8804mehrnaz
کاربرجااااااان ؟ اکسپایر شد ؟
خدا رحمتش کنه!
۳۱ خرداد ۱۳۹۰ در ۲۱:۰۳ #8805avin314
کاربرفقط 1هفته طول کشید.از بستری تا مرگ!بیماری که 1سال از ازدواجش می گذشت و سابقه هیچ بیماری و حتی مشکل کوچیکی نداشت.واقعا دردناک بود.
حالا دردناک تر هم میشه وقتی بفهمید درمانش چقد راحت بود اگه فقط 1پزشک به اون بیماری فکرمیکرد.
اینه که میگن تا تشخیصی تو ذهنتون نباشه حتی اگه مریض مستقیم هم اشاره کنه بش فکر نمیکنید و لازمه چنین ذهن وسیعی مریض زیاد دیدنه…
۱۶ تیر ۱۳۹۰ در ۶:۵۲ #8807starbbs2001
کاربرسلام .
خوب بالاخره تشخیص چی شد ؟
۱۷ تیر ۱۳۹۰ در ۱۶:۲۸ #8808rozita
کاربرنکنه فون ویلبراند بود؟
۲۰ تیر ۱۳۹۰ در ۱۶:۰۵ #8809avin314
کاربرنه خیر…اول برید سراغ شرح حال گرفتن از برادره تا به 1چیزایی برسید! به علت اینکه دوستان بسیار مشتاقن!!!1راهنمایی کوچیک!میکنم.
وقتی برادره بستری شد ما و همه اتندای اصلی و فرعی مریض مجددا 1شرح حال دقیق از هردو گرفتیم.نکته ش این بود که این دوتا هم خونه نبودن!بنابرین هر مسمومیت و عفونتی کم رنگ میشد.
ولی بالاخره انقد گیر دادیم تا…
بله.10روز پیش همه خانواده با هم رفته بودن پیک نیک!به کوهستان.جالبه که وقتی گفتیم چرا هرچقد ما میگیم سابقه سفر نمیگید؟؟؟
گفتن:آخه ما که سفر نرفتیم!!!فکر نمی کردیم 1کوه رفتن مهم باشه که بگیم!
حالا بگید.دیگه خیلی راهنمایی کردم.اگه از برادره هم شرح حال می خواید بگیرید.
۲۰ تیر ۱۳۹۰ در ۱۹:۳۹ #8810rozita
کاربراونجا ناهار چی میل کردن؟گوشت شکار؟
این دوتا باید با هم سر و سری داشته باشن!برادره زنده موند؟
ضمنا جواب آزمایشات تکملیش هم که گفته بودین بنویسین!
۲۷ تیر ۱۳۹۰ در ۱۱:۴۹ #8811aghaali
کاربرنتیجه چی شد؟؟ من که فکرم به جایی نمی رسه. یه خورده بیشتر راهنمایی کنید.
تب هموراژیک کریمه کونگو؟؟؟ CCHF???
۲۸ تیر ۱۳۹۰ در ۱۶:۱۹ #8812avin314
کاربرآفرین آقای دکتر.دقیقا.
بعد از اینکه تو شرح حال به رفتن به کوهستان و خوردن گوشت کبک!اشاره کردن همه به سمت بیماریهای عفونی و در راسشون CCHF سوق پیدا کردن.ولی متاسفانه دارو شروع نشد و جواب آزمایشات بعد از مرگ بیمار حاضر شد!!!
و اما برادر متوفی که با همون شکایت اولیه به علاوه ضعف و فلج تدریجی اندام های تحتانی مراجعه کرد تو آزمایشات اولیه بسیار مشابه خواهرش بود.یه کراتینین بالا ,یه ESRبالا,یه dsDNA مثبت و…
و بعد از اکسپایر شدن خواهرش سریعا بردنش تهران تا نکنه به سرنوشته خواهره دچار شه.و در تماس های تلفنی که باش داشتیم تشخیص گیلن باره براش د اده شده بود و تحت درمان قرار گرفت.
۲۹ تیر ۱۳۹۰ در ۱۰:۰۰ #8813aghaali
کاربرخیلی جالب بود.
ممنون.
-
نویسندهنوشتهها
- شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.